بوی باران
دوشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٦
 

سلام

یکی بود یکی نبود

وقتی این یکی بود  اون یکی نبود  و وقتی اون یکی بود این یکی نبود !

مهم نیست که کی بود و کی نبود ؛

مهم اینه که هیچوقت این یکی با اون یکی نبود!!

 

booyebaran2003

جمعه ٢ تیر ،۱۳۸٥
 

داستان واقعي: يه روز تصميم گرفتند از مردم جهان سوال كنند كه نظر خودشونو صادقانه در رابطه با كمبود غذا در ساير كشور ها بيان كنند اما هيچكس جواب نداد

چون :


در آفريقا هيچكس نمي دونست غذا يعني چي
در آسيا هيچ كس نمي دونست نظر !!! يعني چي
در اروپاي شرقي هيچكس نميدونست كمبود يعني چي
در اروپاي غربي هيچكس نمي دونست صادقانه يعني چي
و در آمريكا هيچكس نمي دونست ساير كشورها يعني چي؟


booyebaran2003

پنجشنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٤
 

کامپیوترها به چهار دلیل دخترن :

 

اول اینکه فقط خالقشون از منطق درونشون سر در میاره   


دوم اینکه فقط خودشون زبون خودشون رو می ‌فهمن  


سوم اینکه اگه یکی پابندشون بشه باید هرچی پول داره براشون لوازم جانبی بخره 


چهارم اینکه اگه یکمی صبر می‌کردی یکی بهترش گیرت میومد  

 

شما چه دلايل ديگه ای  ميتونيد بگيد؟


 

booyebaran2003

جمعه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٤
 

«آدامس»

يه GF مثل يه آدامسه ! پس يادمون باشه:

داشتن يه بسته آدامس هميشه بهتر از داشتن فقط يه آدامسه!

فراموش نکنيد پايان هرآدامسی سطل آشغاله ؛ پس برای هيچ آدامسی قيمت زيادی پرداخت نکنيد!

هيچ وقت آدامس نيم خورده کسی رو به دهن نذاريد!

جويدن طولانی هر آدامسی به جز بی مزه شدن حاصلی نداره!

حسرت آدامسی که دور انداختيد رو نخوريد ؛ چون آدامسای خوشمزه تر هميشه پيدا ميشن!

و در نهايت اينکه:

ازدواج مثل قورت دادنه آدامسه؛ و هيچ آدم عاقلی آدامسشو قورت نمی ده!

 

*****************************

 شما چی از آدامس ميدونيد؟

با کمال ميل حاضريم نظرات خانمها در مورد آدامس رو منعکس کنيم!

 ارادتمند: باران

booyebaran2003

شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸۳
 

                                   "خوشامد گويی"

 

وه چه خوب آمدی صفا کردی                    چه عجب شد که ياد ما کردی

ای بسا آرزوت می کردم                          خوب شد آمدی صفا کردی

آفتاب از کدام سمت دميد                          که تو امروز ياد ما کردی

از چه دستی سحر شدی بلند                    که تفقد به بينوا کردی

بی وفايی مگر چه عيبی داشت                که پشيمان شدی وفا کردی

شب مگر خواب تازه ديدی تو                       که سحر ياد آشنا کردی

هيچ ديدی که اندر اين مدت                       از فراقت به ما چه ها کردی

دست بردار از دلم ای شاه!                       که تو اين ملک را گدا کردی

با تو هيچ آشتی نخواهم کرد                      با همان پاکه آمدی برگرد

   

                                                                                     ايرج ميرزا        

                 **********************************

                " طوری زندگی کنيم که از آيينه خجالت نکشيم "   

 ارادتمند: باران    

booyebaran2003

پنجشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸۳
 

 سلام

اينم دوتا عکس جالب ديگه:                 

                               

 

                               

 

بودن يا نبودن؟

 

اين لينک هم قبل و بعد از پديده سونامی رو نشون ميده. خيلی جالبه!

booyebaran2003

شنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸۳
 
سلام
اینم چند تا عکس...خودتون ببینید و قضاوت کنید...













booyebaran2003

جمعه ٢۱ فروردین ،۱۳۸۳
 




گرگ ها می زايند ...بره ها را در ياب!




booyebaran2003

جمعه ۳ بهمن ،۱۳۸٢
 
سلام
حال؟ احوال؟ معذرت که دیر به دیر آپدیت می کنم. تشکر از همه اونایی که میان سر میزنن و نظر می دن. این روزا سرم شلوغه و مجبورم دیر به دیر بنویسم.این هم یک شهر نیایش گونه که نمی دونم از کیه! امیدوارم خوشتون بیاد.

« نگاهي در سكوت »

خداوندا! به دلهاي شكسته
به تنهايان در غربت نشسته
به آن عشقي كه از نام تو خيزد
بدان خوني كه در راه تو ريزد
به مسكينان از هستي رميده
به غمگينان خواب از سر پريده
به مرداني كه در سختي خموشند
براي زندگي جان مي فروشند
همه كاشانه شان خالي از قوت است
سخنهاشان نگاهي در سكوت است
به طفلاني كه نان آور ندارند ـ
سر حسرت ببالين ميگذارند
به آن « درمانده زن » كز فقر جانكاه ـ
نهد فرزند خود را بر سر راه
بآن كودك كه ناكام است كامش
ز پا ميافكند بوي طعامش
به آن جمعي كه از سرما بجانند
ز « آه » جمع، « گرمي » ميستانند
به آن بيكس كه با جان در نبرد است
غذايش اشك گرم و آه سرد است
به آن بي مادر از ضعف خفته ـ
سخن از مهر مادر ناشنفته
به آن دختر كه ناديدي گناهش
عبادت خفته در شرم نگاهش
به آن چشمي كه از غم گريه خيز است
به بيماري كه با جان در ستيز است
به داماني كه از هر عيب پاك است
به هر كس از گناهان شرمناك است
دلم را از گناهان ايمني بخش
به نور معرفت ها روشني بخش

booyebaran2003

جمعه ۱٩ دی ،۱۳۸٢
 
« جادّه »

يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب ، دعايي را هم زمزمه ميكرد . نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت :
- خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟
ناگاه ، ابرى سياه ، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هياهوى رعد و برق ، صدايى از آسمان بگوش رسيد كه ميگفت :چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من ؟
مرد ، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت :
- اى خداى كريم ! از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم !!
از جانب خداى متعال ندا آمد كه :
- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست ميدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم چون من قادر متعال هستم ، اما ، هيچ ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر برای ساکنان روی زمین مشکل آفرین است؟ هيچ ميدانى كه بايد ته ى اقيانوس آرام آسفالت شود ؟ هيچ ميدانى پس از بر آورده کردن این دعا چه مشکلاتی پیش خواهدآمد؟ البته من می توانم دعای ترا مستجاب کنم ، اما ، آيا نمی خواهی آرزوى ديگرى بكنى ؟
مرد ، مدتى به فكر فرو رفت ، آنگاه گفت :
اى خداى من ! من از كار زنان سر در نمى آورم ! آیا می شود به من بفهمانی چطور از کاراین زنها سر در بیاورم؟ميشود به من بفهمانى كه زنان چرا مى گريند ؟ميشود به من بفهمانى احساس درونى شان چيست ؟ اصلا ميشود به من ياد بدهى كه چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟
صدايي از جانب باريتعالى آمد كه :
اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته بودی ، 2 لاینه باشد يا چهارلاینه ؟؟!!

ارادتمند: بوی باران

booyebaran2003

جمعه ٢۸ آذر ،۱۳۸٢
 
۳۸راه برای ترویج سادیسم

راه ۱: روزهای تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن!

راه ۲: سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارين تا جلويی ها زودتر راه بيفتن!

راه ۳: وقتی از كسی آدرسی رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از يه نفر ديگه بپرسين!

راه ۴: كرايه تاكسی رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون ، به صورت اسكناس هزاری پرداخت كنين!

راه ۵: همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين!


راه ۶: توی اتوبان و جاده روی لاين منتهی اليه سمت چپ با سرعت ۵۰ كيلومتر در ساعت حركت كنين!

راه ۷: وقتی عده زيادی مشغول تماشای تلويزيون هستن مرتب كانال رو عوض كنين!


راه ۸: در يك جمع ، سوپ يا چايی رو با هورت كشيدن نوش جان كنين!

راه ۹: به كسی كه دندون مصنوعی داره بلال تعارف كنين!

راه ۱۰: وقتی از آسانسور پياده ميشين دكمه های تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترك كنين!

راه ۱۱: وقتی با بچه ها بازی فكری می كنين سعی كنين از اونها ببرين!

راه ۱۲: موقع ناهار توی يك جمع ، جزئيات تهوع ﴿گلاب به روتون﴾ و استفراغی كه چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف كنين!

راه ۱۳: مغازه دار رو مجبور كنين شونصد رنگ و مدل مختلف پيراهنهاش رو باز كنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچكدوم جالب نيست و سريع خارج بشين!

راه ۱۴: شمعهای كيك تولد ديگران رو فوت كنين!

راه ۱۵: وقتی كسی لباس تازه می خره بهش بگين خيلی گرون خريده و سرش كلاه رفته!

راه ۱۶: صابون رو هميشه كف وان حمام جا بذارين!

راه ۱۷: روی ماشينتون بوقهای شيپوری نصب كنين!

راه ۱۸: وقتی كسی در يك جمع جوك تعريف می كنه بلافاصله بگين خيلی قديمی بود!

راه ۱۹: بادكنك بچه ها رو بتركونين!

راه ۲۰: وقتی دوستتون موهای سرش رو كوتاه می كنه بهش بگين كه موی بلند بيشتر بهش مياد!

راه ۲۱: بچه جيغ جيغوی خودتون رو به سينما ببرين!

راه ۲۲: ايميل های فورواردی دوستتون رو هميشه برای خودش فوروارد كنين!

راه ۲۳: توی كنسرت آهنگهای در خواستی علیرضا عصار داد بزنید بگید نون و دلقک رو بخونه!

راه ۲۴: حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توی قنددون بذارين!


راه ۲۵: دوستتون كه پاش توی گچه رو به فوتبال بازی كردن دعوت كنين!

راه ۲۶: عكسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا كنين!

راه ۲۷: پيچهای كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين!

راه ۲۸: با يه پيتزا فروشی تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشی روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين!

راه ۲۹: موقع عكس رسمی انداختن برای هر كس جلوتونه شاخ بذارين!

راه ۳۰: توی ظرفهای آجيل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارين!

راه ۳۱: شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين!

راه ۳۳: توی روزهای بارونی با ماشينتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشين!

راه ۳۴: توی جای كارت دستگاههای عابر بانك چوب كبريت فرو كنين!

راه ۳۵: جای برچسبهای قرمز و آبی شيرهای آب توالت هتل ها رو عوض كنين!

راه ۳۶: يكی از پايه های صندلی معلم يا استادتون رو لق كنين!

راه ۳۷: توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چی شعر بلده بخونه!

راه ۳۸: ورقهای جزوه ء ۳۰۰ صفحه ای دوستتون رو كه ازش گرفتين زيراكس كنين ، قاطی پاتی بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين!



*****************************
راستی یه چیز دیگه:

من....واکسن...ما ....واکسن می زنیم .شما چطور؟

ارادتمند:بوی باران
booyebaran2003

چهارشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٢
 
سلام....خوبین؟
ممکنه شبیه مطلب امروز رو قبلآ دیدهباشید....اما خوندن مجددش خالی از لطف نیست

انواع گاو داري

سوسياليسم:دو گاو داريد يكي را تگه مي داريد ، ديگري را به همسايه خود مي دهيد.
كمونيسم:دو گاو داريد دولت هر دوي آنها را از شما ميگيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريك كند.
فاشيسم:دو گاو داريد شير آن را به دولت مي دهيد ، دولت آن را به شما مي فروشد.
كاپيتاليسم:دو گاو داريد هر دوي آنها رامي دوشيد ، شير ها را بر زمين مي ريزيد تا قيمتهاهمچنان بالا بماند.
نازيسم:دو گاو داريد دولت به سوي شما تير اندازي مي كند و هر دو گاو را مي گيرد.
آنارشيسم:دو گاو داريد گاو ها شما را مي كشند و همديگر را مي دوشند.
ساديسم:دو گاو داريد به هر دوي آنها تيراندازي مي كنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد.
آپارتايد:دو گاو داريد شير گاو سياه را به گاو سفيد مي دهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد.
دولت مرفه:دو گاو داريد آنها را مي دوشيد و بعد شيرشان را به خودشان مي دهيد تا بنوشند.
بوروكراسي:دو گاو داريد براي تهيه شناسنامه آنها هفده فر را در سه نسخه پر مي كنيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد.
سازمان ملل:دو گاو داريد فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو مي كند آمريكا و انگليس گاو ها را از شير دادن به شما وتو مي كنند نيوزلند راي ممتنع مي دهد.
ايده آليسم:دو گاو داريد ازدواج مي كنيد همسر شما آنها را مي دوشد.
رئاليسم:دو گاو داريد ازدواج مي كنيد اما هنوز هم خودتان آنها را مي دوشيد.
متحجريسم:دو گاو داريد زشت است شير گاو ماده را بدوشيد.
فمينيسم:دو گاو داريد حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد.
پلوراليسم:دو گاو نر و ماده داريد از هر كدام شير بدوشيد فرقي نمي كند.
ليبراليسم:دو گاو داريد آنها را نمي دوشيد جون آزاديشان محدود مي شود.
دموكراسي مطلق:دو گاو داريد از همسايه ها راي مي گيريد كه آنها را بدوشيد يا نه.

شما اگه دو تا گاو داشته باشید چیکار می کنید؟
booyebaran2003

پنجشنبه ٦ آذر ،۱۳۸٢
 
بی مقدمه!
يه چيزهايي رو فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که البته تعداد اين چيزها بس فراوان است و من فعلا به همين چندتا بسنده ميکنم چون اگه بخوام درست و حسابي بگم بايد يه مثنوي بنويسم ...

فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که پيتزا تلفني سريعتر از آمبولانس به محل مورد نظر ميرسه .
فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که جلوي پيست اسکيت پارکينگ مخصوص معلولين داره .
فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که پرزيدنت هنگام تماشاي بازي تنيس دستشو تو دماغش بکنه .
فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که دو قلم جنس مجاني باشه يکي کبريت و يکي هم خانمهاي محترم .
فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که بعد از يک هفته شروع جنگ با عراق وقتي از يه پسر ۲۵ ساله ميپرسي نظرش راجع به جنگ چيه اصلا نميدونه راجع به چي داري حرف ميزني .
فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که يه دختر ۱۷ سالگي حامله بشه ۱۸ سالگي بزاد ۲۰ سالگي ازدواج کنه و ۲۱ سالگي طلاق بگيره .
فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که روي کيوسک تلفن نوشته باشه بستن زرافه به اين مکان جريمه دارد .
فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که وقتي از پرزيدنت ميپرسند اسپلينگ سيب زميني رو بگه، اشتباه جواب ميده .
فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که يکي يه دونه لارژ پيتزا ، دو تا سيب زميني سرخ کرده ، يه سالاد سفارش بده بعد براي نوشابه بگه يه کوکا رژيمي لطفا!!
فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که يه جنسي ۲ دلار قيمتشه اونوقت روش زده ۳ دلار تخفيف .
فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که آب از بنزين گرونتره .
فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که يه پسر سياه پوست فقير تبديل به يک زن سفيد و پولدار بشه ( مايکل جکسون )

نظر شما چیه؟
booyebaran2003

پنجشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٢
 
« افسوس »

توبه من خنديدي و نمي دانستي

من با چه دلهره اي سيب را

از باغچه همسايه مان دزديم

باغبان درپي من تند دوديد

سيب را دست تو ديد

غضب آلوده به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو

افتاد به خاك و تو رفتي وهنوز

خش خش گام تو تكرار كنان

ميدهد آزارم ومن انديشه كنان

غرق اين پندارم كه چرا

باغچه كوچك ما سيب نداشت . . .

ارادتمند: بوی باران
booyebaran2003

چهارشنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸٢
 

می دونی ! تازه فهمیدم که پیدات کردم
اما چه دیر پیدات کردم ...
تو سر بالاییا امیدم به توه
می دونم هیچوقت کم نمیاری
تویی اونی که می خوام تو این مسیر سخت زندگی همیشه همراهم باشی
آره تو بهترینی لاستیک دنا

booyebaran2003

پنجشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٢
 
« ضعيف الوصف »

گفت: روز اول جنگ کجا بودی؟
گفتم : انديمشک.
پرسيد: صحنه چگونه بود؟
گفتم: وحشتناک ،هواپيماهای دشمن بر فراز شهر کمی بالاتر از سيم های برق به پرواز در آمده بودند، در هر ساعتی پيدايشان می شد.صدای غرش هواپيماها فضا را در هم می کوبيد و لحظه ای بعد آژير آمبولانسها به گوش می رسد که مجروحان را به بيمارستان می رساندند. چند نفر شهيد شده بودند، جاهايی بود که در آتش می سوخت و شعله هابود که به آسمان می رفت.
صدای شيون و زاری به گوش می رسيد ، مادران به دنبال فرزندان خود می دويدند. همه جا آتش خون و دود و فرياد بود.لحظه ای ديدم که سقف اتاق خانه مان از شدت شکستن ديوار صوتی ترکيد و آسمان پر از دود را از داخل اتاق می ديدم.خانه ما که نو ساز بود در هم کوبيده شد و تنها ديوارهای حياط باقی مانده بود. هيچ خانه ای شيششه نداشت. ذرات خرد شده شيشه ها به پرده های خانه اصابت کرده بود . پارچه های پرده تکه تکه شده بود و همه کف اتاق را پو شانده بود، هيچ پنجره ای سالم نبود.
گفت: شيشه به اين گرانی؟!!!
.... و من حالم به هم خورد از وصفی که در مورد روز اول جنگ همانطوری که واقعيت داشت برای او به زبان آورده بودم.
چقدر ضعيف الوصف بودم و خودم نمی دانستم.



ناهيد اشکبوس
booyebaran2003

شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٢
 
سلام
چطورین؟ خوفین؟
با عرض شرمندگی که یه کم! دیر update کردم. این روزا سرم شلوغه شدید! همچین تشکر ویژه از atash، sarajoon و sun عزیز.
این شعر خیلی جالبه.حتمآ بخونید.
قبلش اینجا رو حتمآ ببینید.
ارادتمند: بوی باران

**********************************



« تو می فهمی نکوتر یا پیمبر »

جوانی مادر خود را شبی برد
به نزد حضرت موسی داور

خمیده پشت و بی دندان و مفلوک
ز صد سال او نهاده پا فراتر

به حضرت گفت وضع مادر خویش
که شبها می شود از روز بدتر

بده او را دوایی تا شود به
وگرنه دامنت گیرم به محشر

نگاهی کرد موسی گفت فرزند
ز من بشنو بده او را به شوهر

خجل شد آن جوانک گفت شوخی
نـــمـــا بــا کـلیـم ا... کمـتر

ز دندان بر دهان او اثر نیست
چگونه من دهم او را به شوهر؟

چو بشنید این سخن مادر بر آشفت
که ای طفل نفهم احمق خر

شنو آن را که فرمودند حضرت
تو می فهمی نکوتر یا پیمبر؟
booyebaran2003

جمعه ٢ آبان ،۱۳۸٢
 
سلام

خوبين؟
ممنون از همه اونايی که به بوی باران سر می زنن .مخصوصآ اونايی که هر دفعه چند بار نظر می دن!
امروز چند تا برنامه، سايت و لينک معرفی می کنم. اميدوارم به دردتون بخوره.

account freeze
خوب! با این برنامه می تونید ID هر کسی رو قفل کنید! یا به اصطلاح فریز کنید. قبول ندارید امتحان کنید!(فقط با ID من امتحان نکنید ها، که کار دست خودتون می دید ) حجمش هم کمه و سریع download می شه.

yahoo MS loggoff
اینم یه بر نامه دیگه است که ID طرف رو قفل می کنه. حجمش فوق العاده کمه . و کار کردن باهاش خیلی راحته. فقط کافیه در قسمت سمت چپ username و pawword خودتون رو وارد کنید و login رو فشار بدین.بعدش در قسمت سمت راست (جایی که نوشته victim )، آی دی کسی رو که می خواهید فریز کنید بنویسید. ID طرف قفل می شه!

۲تا برنامه ديگه هم هست برای پيدا کردن password ياهو مسنجر که بعدآ می گم بهتون.

آیا می دونید وقتی وارد هر سایتی می شید چه اطلاعاتی از شما به جا می مونه؟ اینجا رو کلیک کنید تا متوجه شید! علاوه بر IP شما و خیلی چیزای دیگه!!!!! حتی نوع سیستم عامل سروری رو که ازش اینترنت گرفتین مشخص میکنه.



خوب اين هم سايتی که پر از عکس های فضایی ناسا می باشد. هر روز هم يه عکس جديد بهش اضافه می شه و آرشيو تمام عکسها از سال ۱۹۹۵ هم در همين سايت موجود است.

۱۰۰۰ دليل برای احمق بودن بوش! من نمی گن ها هم ولايتی های خودش گفتن. قبول نداريد؟ خوب اينجا رو ببينيد.

به اين ميگن گريم.اين آقاهه هم تو تيم بوشی جون توپ می زنه!



*****************************************



ناپلئون بناپارت :

« آنچه حد ندارد خریت است »



ارادتمند: بوی باران
booyebaran2003

پنجشنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٢
 
« سوتک »

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد.

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ،

ولی بسيار مشتاقم ،

که از خاک گلويم سوتکی سازد ،

گلويم سوتکی باشد ،

به دست کودکی گستاخ و بازيگوش و او ،

يکريز و پی در پی

دم گرم خويش را بر گلويم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ،

بدين سان بشکند در من ،

سکوت مرگبارم را ...

دکتر علی شريعتی
booyebaran2003

جمعه ۱۸ مهر ،۱۳۸٢
 
« به کجا چنين شتابان؟ »

گون از نسيم پرسيد

دل من گرفته زين جا

هوس سفر نداری

ز غبار اين بيابان؟

همه آرزويم اما

چه کنم که بسته پايم...

به کجا چنين شتابان؟

به هر آن کجا که باشد بجز اين سرا سرايم

سفرت بخير اما ، تو دوستی خدا را

چو ازين کوير وحشت به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها به باران

برسان سلام ما را


*********************************
« اللهم عجل لولیک الفرج»


سلام
چطورين؟ خوبين؟
عید میلاد منجی عالم بشریت برهمه مبارک.
اول از همه معذرت که يه کم دير شد.( مخصوصآ از آقا يا خانم sara joon ).دوم گلايه از sun عزيز که کم پيداست!
چند وقته سرم خيلی شلوغه و يه کمی هم دست تنهام و به خاطر اينکه از کيفيت مطالب کم نشه ، مجبورم يه ذره دير update کنم. خلاصه ببخشيد ديگه
عکس زیر رو هم از تو وبلاگ یکی از دوستام پیدا کردم.دیدم جالبه گفتم شما هم ببینید.
خوب دوستای فرانسه چطورن؟ امیدوارم حداکثر استفاده رو از این عکس ببرین.




عکس، ژاک شيراک پاچه خوار! رو در حال بوسیدن دست همسر بوش نشون میده!


خوب بریم سراغ بحث خودمون :
به کجا چنین شتابان؟ . . . .
booyebaran2003

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]