|
دوشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٦
سلام یکی بود یکی نبود وقتی این یکی بود اون یکی نبود و وقتی اون یکی بود این یکی نبود ! مهم نیست که کی بود و کی نبود ؛ مهم اینه که هیچوقت این یکی با اون یکی نبود!! جمعه ٢ تیر ،۱۳۸٥
داستان واقعي: يه روز تصميم گرفتند از مردم جهان سوال كنند كه نظر خودشونو صادقانه در رابطه با كمبود غذا در ساير كشور ها بيان كنند اما هيچكس جواب نداد چون :
پنجشنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٤
کامپیوترها به چهار دلیل دخترن :
اول اینکه فقط خالقشون از منطق درونشون سر در میاره
شما چه دلايل ديگه ای ميتونيد بگيد؟
جمعه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٤
«آدامس» يه GF مثل يه آدامسه ! پس يادمون باشه: داشتن يه بسته آدامس هميشه بهتر از داشتن فقط يه آدامسه! فراموش نکنيد پايان هرآدامسی سطل آشغاله ؛ پس برای هيچ آدامسی قيمت زيادی پرداخت نکنيد! هيچ وقت آدامس نيم خورده کسی رو به دهن نذاريد! جويدن طولانی هر آدامسی به جز بی مزه شدن حاصلی نداره! حسرت آدامسی که دور انداختيد رو نخوريد ؛ چون آدامسای خوشمزه تر هميشه پيدا ميشن! و در نهايت اينکه: ازدواج مثل قورت دادنه آدامسه؛ و هيچ آدم عاقلی آدامسشو قورت نمی ده!
*****************************
شما چی از آدامس ميدونيد؟ با کمال ميل حاضريم نظرات خانمها در مورد آدامس رو منعکس کنيم! ارادتمند: باران شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸۳
"خوشامد گويی"
وه چه خوب آمدی صفا کردی چه عجب شد که ياد ما کردی ای بسا آرزوت می کردم خوب شد آمدی صفا کردی آفتاب از کدام سمت دميد که تو امروز ياد ما کردی از چه دستی سحر شدی بلند که تفقد به بينوا کردی بی وفايی مگر چه عيبی داشت که پشيمان شدی وفا کردی شب مگر خواب تازه ديدی تو که سحر ياد آشنا کردی هيچ ديدی که اندر اين مدت از فراقت به ما چه ها کردی دست بردار از دلم ای شاه! که تو اين ملک را گدا کردی با تو هيچ آشتی نخواهم کرد با همان پاکه آمدی برگرد
ايرج ميرزا ********************************** " طوری زندگی کنيم که از آيينه خجالت نکشيم " ارادتمند: باران پنجشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸۳
سلام اينم دوتا عکس جالب ديگه:
بودن يا نبودن؟
اين لينک هم قبل و بعد از پديده سونامی رو نشون ميده. خيلی جالبه! شنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸۳
سلام
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٤٧ ب.ظ توسط booyebaran2003 اینم چند تا عکس...خودتون ببینید و قضاوت کنید...
جمعه ٢۱ فروردین ،۱۳۸۳
گرگ ها می زايند ...بره ها را در ياب!
جمعه ۳ بهمن ،۱۳۸٢
سلام
¤ نوشته شده در ساعت ٢:٤٢ ب.ظ توسط booyebaran2003 حال؟ احوال؟ معذرت که دیر به دیر آپدیت می کنم. تشکر از همه اونایی که میان سر میزنن و نظر می دن. این روزا سرم شلوغه و مجبورم دیر به دیر بنویسم.این هم یک شهر نیایش گونه که نمی دونم از کیه! امیدوارم خوشتون بیاد. « نگاهي در سكوت » خداوندا! به دلهاي شكسته به تنهايان در غربت نشسته به آن عشقي كه از نام تو خيزد بدان خوني كه در راه تو ريزد به مسكينان از هستي رميده به غمگينان خواب از سر پريده به مرداني كه در سختي خموشند براي زندگي جان مي فروشند همه كاشانه شان خالي از قوت است سخنهاشان نگاهي در سكوت است به طفلاني كه نان آور ندارند ـ سر حسرت ببالين ميگذارند به آن « درمانده زن » كز فقر جانكاه ـ نهد فرزند خود را بر سر راه بآن كودك كه ناكام است كامش ز پا ميافكند بوي طعامش به آن جمعي كه از سرما بجانند ز « آه » جمع، « گرمي » ميستانند به آن بيكس كه با جان در نبرد است غذايش اشك گرم و آه سرد است به آن بي مادر از ضعف خفته ـ سخن از مهر مادر ناشنفته به آن دختر كه ناديدي گناهش عبادت خفته در شرم نگاهش به آن چشمي كه از غم گريه خيز است به بيماري كه با جان در ستيز است به داماني كه از هر عيب پاك است به هر كس از گناهان شرمناك است دلم را از گناهان ايمني بخش به نور معرفت ها روشني بخش ![]() ![]() ![]() جمعه ۱٩ دی ،۱۳۸٢
« جادّه »
¤ نوشته شده در ساعت ۳:٢۳ ب.ظ توسط booyebaran2003 يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب ، دعايي را هم زمزمه ميكرد . نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت : جمعه ٢۸ آذر ،۱۳۸٢
۳۸راه برای ترویج سادیسم
¤ نوشته شده در ساعت ٥:٢۸ ب.ظ توسط booyebaran2003 راه ۱: روزهای تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ***************************** راستی یه چیز دیگه: من....واکسن...ما ....واکسن می زنیم .شما چطور؟ ارادتمند:بوی باران ![]() ![]() چهارشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٢
سلام....خوبین؟
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٠٢ ب.ظ توسط booyebaran2003 ممکنه شبیه مطلب امروز رو قبلآ دیدهباشید....اما خوندن مجددش خالی از لطف نیست انواع گاو داري سوسياليسم:دو گاو داريد يكي را تگه مي داريد ، ديگري را به همسايه خود مي دهيد. كمونيسم:دو گاو داريد دولت هر دوي آنها را از شما ميگيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريك كند. فاشيسم:دو گاو داريد شير آن را به دولت مي دهيد ، دولت آن را به شما مي فروشد. كاپيتاليسم:دو گاو داريد هر دوي آنها رامي دوشيد ، شير ها را بر زمين مي ريزيد تا قيمتهاهمچنان بالا بماند. نازيسم:دو گاو داريد دولت به سوي شما تير اندازي مي كند و هر دو گاو را مي گيرد. آنارشيسم:دو گاو داريد گاو ها شما را مي كشند و همديگر را مي دوشند. ساديسم:دو گاو داريد به هر دوي آنها تيراندازي مي كنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد. آپارتايد:دو گاو داريد شير گاو سياه را به گاو سفيد مي دهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد. دولت مرفه:دو گاو داريد آنها را مي دوشيد و بعد شيرشان را به خودشان مي دهيد تا بنوشند. بوروكراسي:دو گاو داريد براي تهيه شناسنامه آنها هفده فر را در سه نسخه پر مي كنيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد. سازمان ملل:دو گاو داريد فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو مي كند آمريكا و انگليس گاو ها را از شير دادن به شما وتو مي كنند نيوزلند راي ممتنع مي دهد. ايده آليسم:دو گاو داريد ازدواج مي كنيد همسر شما آنها را مي دوشد. رئاليسم:دو گاو داريد ازدواج مي كنيد اما هنوز هم خودتان آنها را مي دوشيد. متحجريسم:دو گاو داريد زشت است شير گاو ماده را بدوشيد. فمينيسم:دو گاو داريد حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد. پلوراليسم:دو گاو نر و ماده داريد از هر كدام شير بدوشيد فرقي نمي كند. ليبراليسم:دو گاو داريد آنها را نمي دوشيد جون آزاديشان محدود مي شود. دموكراسي مطلق:دو گاو داريد از همسايه ها راي مي گيريد كه آنها را بدوشيد يا نه. شما اگه دو تا گاو داشته باشید چیکار می کنید؟ ![]() پنجشنبه ٦ آذر ،۱۳۸٢
بی مقدمه!
¤ نوشته شده در ساعت ٤:۱٦ ب.ظ توسط booyebaran2003 يه چيزهايي رو فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که البته تعداد اين چيزها بس فراوان است و من فعلا به همين چندتا بسنده ميکنم چون اگه بخوام درست و حسابي بگم بايد يه مثنوي بنويسم ... فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که پيتزا تلفني سريعتر از آمبولانس به محل مورد نظر ميرسه . فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که جلوي پيست اسکيت پارکينگ مخصوص معلولين داره . فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که پرزيدنت هنگام تماشاي بازي تنيس دستشو تو دماغش بکنه . فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که دو قلم جنس مجاني باشه يکي کبريت و يکي هم خانمهاي محترم . فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که بعد از يک هفته شروع جنگ با عراق وقتي از يه پسر ۲۵ ساله ميپرسي نظرش راجع به جنگ چيه اصلا نميدونه راجع به چي داري حرف ميزني . فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که يه دختر ۱۷ سالگي حامله بشه ۱۸ سالگي بزاد ۲۰ سالگي ازدواج کنه و ۲۱ سالگي طلاق بگيره . فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که روي کيوسک تلفن نوشته باشه بستن زرافه به اين مکان جريمه دارد . فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که وقتي از پرزيدنت ميپرسند اسپلينگ سيب زميني رو بگه، اشتباه جواب ميده . فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که يکي يه دونه لارژ پيتزا ، دو تا سيب زميني سرخ کرده ، يه سالاد سفارش بده بعد براي نوشابه بگه يه کوکا رژيمي لطفا!! فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که يه جنسي ۲ دلار قيمتشه اونوقت روش زده ۳ دلار تخفيف . فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که آب از بنزين گرونتره . فقط تو امريکا ميتونيد ببينيد که يه پسر سياه پوست فقير تبديل به يک زن سفيد و پولدار بشه ( مايکل جکسون ) نظر شما چیه؟ ![]() پنجشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٢
« افسوس »
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٤٠ ب.ظ توسط booyebaran2003 توبه من خنديدي و نمي دانستي من با چه دلهره اي سيب را از باغچه همسايه مان دزديم باغبان درپي من تند دوديد سيب را دست تو ديد غضب آلوده به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتي وهنوز خش خش گام تو تكرار كنان ميدهد آزارم ومن انديشه كنان غرق اين پندارم كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت . . . ارادتمند: بوی باران ![]() چهارشنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸٢
می دونی ! تازه فهمیدم که پیدات کردم اما چه دیر پیدات کردم ... تو سر بالاییا امیدم به توه می دونم هیچوقت کم نمیاری تویی اونی که می خوام تو این مسیر سخت زندگی همیشه همراهم باشی آره تو بهترینی لاستیک دنا ![]() پنجشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٢
« ضعيف الوصف »
¤ نوشته شده در ساعت ٤:٠۳ ب.ظ توسط booyebaran2003 گفت: روز اول جنگ کجا بودی؟ ناهيد اشکبوس شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٢
سلام
¤ نوشته شده در ساعت ٥:٠۸ ب.ظ توسط booyebaran2003 چطورین؟ خوفین؟ با عرض شرمندگی که یه کم! دیر update کردم. این روزا سرم شلوغه شدید! همچین تشکر ویژه از atash، sarajoon و sun عزیز. این شعر خیلی جالبه.حتمآ بخونید. قبلش اینجا رو حتمآ ببینید. ارادتمند: بوی باران ![]() ********************************** « تو می فهمی نکوتر یا پیمبر » جوانی مادر خود را شبی برد به نزد حضرت موسی داور خمیده پشت و بی دندان و مفلوک ز صد سال او نهاده پا فراتر به حضرت گفت وضع مادر خویش که شبها می شود از روز بدتر بده او را دوایی تا شود به وگرنه دامنت گیرم به محشر نگاهی کرد موسی گفت فرزند ز من بشنو بده او را به شوهر خجل شد آن جوانک گفت شوخی نـــمـــا بــا کـلیـم ا... کمـتر ز دندان بر دهان او اثر نیست چگونه من دهم او را به شوهر؟ چو بشنید این سخن مادر بر آشفت که ای طفل نفهم احمق خر ![]() شنو آن را که فرمودند حضرت تو می فهمی نکوتر یا پیمبر؟ ![]() جمعه ٢ آبان ،۱۳۸٢
سلام
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:۳٧ ق.ظ توسط booyebaran2003 خوبين؟ ***************************************** ناپلئون بناپارت : « آنچه حد ندارد خریت است ارادتمند: بوی باران ![]() پنجشنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٢
« سوتک »
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٥۸ ب.ظ توسط booyebaran2003 نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد. نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ، ولی بسيار مشتاقم ، که از خاک گلويم سوتکی سازد ، گلويم سوتکی باشد ، به دست کودکی گستاخ و بازيگوش و او ، يکريز و پی در پی دم گرم خويش را بر گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ، بدين سان بشکند در من ، سکوت مرگبارم را ... ![]() دکتر علی شريعتی جمعه ۱۸ مهر ،۱۳۸٢
« به کجا چنين شتابان؟ »
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٤۸ ب.ظ توسط booyebaran2003 گون از نسيم پرسيد دل من گرفته زين جا هوس سفر نداری ز غبار اين بيابان؟ همه آرزويم اما چه کنم که بسته پايم... به کجا چنين شتابان؟ به هر آن کجا که باشد بجز اين سرا سرايم سفرت بخير اما ، تو دوستی خدا را چو ازين کوير وحشت به سلامتی گذشتی به شکوفه ها به باران ![]() برسان سلام ما را ********************************* سلام عکس، ژاک شيراک پاچه خوار! رو در حال بوسیدن دست همسر بوش نشون میده! خوب بریم سراغ بحث خودمون : به کجا چنین شتابان؟ . . . . [ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
آرشیو پست الكترونيك :بازدید کنندگان نفر ![]() چت با بوی باران در ياهو
|
